تبلیغات
هفتاد رنگ - پسته پانصد و هفتاد و چهارم

امروز:

پسته پانصد و هفتاد و چهارم

چند وقتی بود کسی برام گل نخریده بود، البته تو دارم در این زمینه و کسی نمیدونه عاشق دسته گل زنبقم با یه پاپیون زرد بزرگ زیرش، دختر من دارم به کجا میرم؟! نارنجی محبوب دلم رو یه چند وقتیه دارم به زرد و ارغوانی میفروشم! نارنجی صدر نشین و سوگلی همه رنگ هاست، ولی هر چی که میخوام بخرم زردش چشمم رو میگیره و دل از دلم میبره!
برگردم سر بحثم، این جانشینی رنگ ها تلخه، مخصوصا برای نارنجی که باید جاشو به زرد و ارغوانی بده!
از اتوبوس که پیاده شدم دیدم دستش دسته گله، با ربان نارنجی؛)
شیک و رسمی و هیجان انگیز! باید اعتراف کنم از اینکه با سلیقه خودش برام گل گرفته بود و تا حالا گل این رنگی ندیده بودم منو داشت از فرت هیجان میکشت.
الان فقط بهش نگاه میکنم و توی دلم محکم میگم: خدایا شکرت، برام نگه اش دار...
کاش میتونستم برم جلوش و داد بزنم: من خیلی ممنونتم!
بعد فرار کنم و توی راه از زور هیجان بزنم زیر گریه و به نفس نفس بیوفتم....



پسته نوشت1:
به داشتنت فکر می کنم
به تمام جهان
"ـرضا ـیار ـاحمدی"



نوشته شده در : جمعه 31 شهریور 1396  توسط : زهره مقدمی.    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر