تبلیغات
هفتاد رنگ - دختر خرابه شام

امروز:

دختر خرابه شام


دخترم بر تو مگر غير از خرابه جانبود گوشه ويرانه جاي بلبل زهرا نبود


جان بابا خوب شد بر ما يتيمان سر زدي
هيچ کس در گوشه ويرانه به ياد ما نبود
دخترم روزي که من در خيمه بوسيدم ترا ابر سيلي روي خورشيد رخت پيدا نبود
جان بابا هر کجا نام ترا بردم به لب پاسخم جز کعب ني ، جز سيلي اعدا نبود
دخترم وقتي که دشمن زد تورا زينب چه گفت عمه آيا در کنارت بودبابا، يا نبود
جان بابا هم مرا هم عمه ام را مي زدند ذره اي رحم و مروت در دل آنها نبود
دخترم وقتي عدو مي زد تو را بر گو مگر حضرت سجاد زين العابدين آنجا نبود
جان بابا اما دستهايش بسته بود کس بجز زنجير خونين ، يار آن مولا نبود
دخترم آن شب که در صحرا افتادي از نفس مادرم زهرا(س) مگر با تو در آن صحرا نبود
جان بابا من دويدم زجر هم مي زد مرا آن ستمگر شرمش از پيغمبر و زهرا نبود
دخترم من از فرازني نگاهم با تو بود تو چرا چشمت به نوک نيزه ي اعدا نبود
جان بابا ابر سيلي ديده ام را بسته بود ورنه از تو لحظه اي غافل دلم بابا نبود
دخترم شورها بر شعر مريم داده ايم ورنه در آواي او فرياد عاشورا نبود
جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت زآن که او جز ذاکر و مرثيه خوان ما نبود

دختر خرابه شام


نوشته شده در : پنجشنبه 11 دی 1393  توسط : زهره مقدمی.    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر